- = پروازي ديگر = -

اولین وبلاگ تخصصی خلبانان نیروی هوایی - خاطرات - زندگی نامه - عکس - خلبانان شهید و مفقود الاثر - خلبانان قهرمان جنگ - تاریخ آغاز فعالیت : 6 دی 1383

 

خوب خوب خوب ................... تو همون سالها بود كه فيلم عقابها اكران شد.فيلمي كه به يكي از پر فروشترين فيلمهاي سينماي ايران تبديل شد.من دو بار اين فيلم رو تو سينما و بيش ار بيست مرتبه ازويديو ديدم ديگه ديالوگهاي فيلم را از بر شده بودم. اين فيلم چنان ثاثيري بر من گذاشت كه به هيچ چيز جزپرواز فكر نميكردم و آرزو ميكردم كه زودتر بزرگ شم وبرم بجنگم.اين حرف لاف و خالي بندي نيست .شرح حال خيلي از بچه هاي هم سن وسال من در آن زمان بود .گناهي هم نداشتيم .جو گير جو جنگ شده بوديم. اگه يه روز صداي هواپيما رو نميشنيدم روزم روز نميشد.با شنيدن صداي بمب و موشك جدول ضرب حفظ مي كرديم وبا ديدن دود هواپيما ها تو آسمون  ا كلاه دار و ا بي كلاه تمرين ميكرديم.يه كم هم از نقاشي هام بگم كه همش صحنه هاي جنگ و درگيري توپ وتانك و هواپيما و بال گردان بود بعد هميشه تانكهاي ايراني طياره هاي عراقي را ميزدند و خلباناشون باچتر مي پريدن بيرون اگه هواپيما ها ايراني بودن كه خوب مسلمه در آتش خشم مي سوختن ....

 

چنانت بكوبم به گرز گران                كه پولاد كوبند آهنگران

                                

اما تو همون روزها بود كه چند تا از دوستان پدر شهيد شدند و من كماكان بيش از پيش مصمم مي شدم كه خلبان شكاري بشم .

 

 حق داند و حق ديد كه در وقت كشاكش       از ما چه كشيدند و از ايشان چه كشيديم

 

 

 

 

 

  
نویسنده : خلبان شكاري ; ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٠/٢۱