- = پروازي ديگر = -

اولین وبلاگ تخصصی خلبانان نیروی هوایی - خاطرات - زندگی نامه - عکس - خلبانان شهید و مفقود الاثر - خلبانان قهرمان جنگ - تاریخ آغاز فعالیت : 6 دی 1383

 

   قصه از كجا شروع شد

اگه بگم تو هواپيما به دنبا چشمك زدم لاف زدم ولي اگه بگم به گاه ثولد هواپيمايي از بالاي سرم رد شده باشه شايد درست باشه......

از خيلي قد يماا يادم مياد روزگار جنگ بود وهواپيما و چرخبال رو از شير خشك هم بيشتر مي د يدم . روزها با صداي پرنده هاي آهنين بال بيد ار مي شديم و پدافند ضد هوايي لا لا يي شبانه مان شده بود......

ماه و ستارگان چرخيد ند تا به روز فراموش نشد ني رسيد يم..يه روزگرم پاييزي كه به اون اول مهر مي گفتند.اولين روز مدرسه بود كه براي اولين بار خلبان شكاري را از نزديك مي ديدم.قدم كه كوتاه بود اولين نفر صف ايستاده بودم و بايد اعثراف كنم كه از لباس و كلاه و عينك و در كل ابهت خلبان شكاري تصاويري در ذهنم خلق شد كه تا امروز نيز فراموش نشده اند.....   

  
نویسنده : خلبان شكاري ; ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٠/٩