به یاد قهرمان جنگ سرتیپ خلبان جواد ورتوان

این زندگی نامه توسط جناب آقای ساسان ورتوان برادر سرتیپ خلبان جواد ورتوان تنظیم شده است که از ایشان سپاسگذارم .

قسمت اول

گـــر بـینی چـو کـوه خامـوش و لـب نمـی جـُنبـانم

بدان همچو آتشفشان عشقت را در دلم می جوشانم    (برادرت ساسان)

 

 

 

سرتیپ خلبان جواد ورتوان

 

سرتیپ خلبان جواد ورتوان 

سرتیپ خلبان جواد ورتوان در  بهمن ماه  سال 1325 در رشت متولد شد، بعد از اخذ دیپلم از دبیرستان امیر کبیررشت، در سال 1346 به استخدام نیروی هوایی درآمد و بعد از گذراندن دوره های اولیه پرواز در پایگاه قلعه مُرغی تهران برای تعلیم پرواز با جت به امریکا اعزام شد و بعد از 18 ماه دوره خلبانی را با موفقیت و نمراتی ممتاز سپری کرد. جوادورتوان در سال 48 به عنوان خلبان در پایگاه سوم شکاری همدان به خدمت مشغول شد.

 

سرتیپ خلبان جوادورتوان تا قبل از انقلاب با درجه سرگردی در سمت معلم خلبان هواپیمای ًاف 5 ای ً در خدمت نیروی هوایی بود ودر سال 56 برای دومین بار به آمریکا اعزام وبعد از 6 ماه به ایران بازگشت. بعد از پیروزی انقلاب و با شروع جنگ جزو اولین خلبانان شرکت کننده در حمله 140 فروندی هواپیمای شکاری نیروی هوایی بود که با شجاعت و دلاوری به تلافی هواپیماهای دشمن صدمات و خسارات زیادی را به تاسیسات عراق وارد نمود.

او داوطلبانه با هواپیمای شکاری اف 5 ماموریتهای فراوانی را در خوزستان به ویژه بر علیه تانکهای متجاوزین عرب و پایگاههای عراق انجام داد.

در سال 59 در یکی از همین ماموریتها به علت اصابت موشک ضد هوایی به هواپیمایش در خاک دشمن ، هواپیمایش صدمه دید، ایشان به  هر شکلی که بود هواپیمای صدمه دیده اش را به ایران هدایت کرد ، با پایگاه دزفول که تماس برقرار کرد، به او گفته شد بعلت وجود هواپیماهای دشمن در منطقه ، پدافند هر هواپیما را که در منطقه آفتابی شود بسویش شلیک میکند و بدین سبب وارد استان کرمانشاهان شد و خواست در بین راه کرمانشاه و اسلام آباد غرب در فرودگاه فرعی اضطراری فرود بیاید، که بعلت ازدحام تردد وسایل نقلیه این کار عملی نشد ، دوباره بطرف دزفول پرواز کرد و به او مجدداً گفته شد که منطقه هنوز نا امن میباشد و او اینبار همدان را انتخاب کرد تا شاید با اندک سوختی که برایش مانده بود به آنجا برسد که در نزدیکی های پُلدختر در استان لُرستان بعلت نداشتن سوخت ،مجبوراً خود را از هواپیما به بیرون پرت کرد . خودش برایمان چنین تعریف کرد:

روز بدی بود با توجه به اینکه تمام اهداف را با موفقیت نابود کردم ، به خاطر نیافتادن به دام رادار دشمن، پست پرواز کردم وبا بد شانسی  در تیررس آنها قرار گرفتم.

وقتی که با چتر بزمین مینشست اهالی روستایی در آن منطقه متوجه او شده بودند ، به گمانشان او یک عراقیست ، قصد حمله به اورا داشتند ولی با نزدیک شدن به او فهمیدند که ایرانیست ، جواد زخمی و مجروح شده بود ، روستائیان او را به منزل بردند و تا رسیدن نیروهای دولتی از او پرستاری و مراقبت بعمل آوردند. به علت صدمات وارده مدتی در بیمارستان بستری شد و بعد از بهبودی دوباره به مناطق عملیاتی بازگشت.

 

جواد ورتوان سال 1361 نائل به درجه سرهنگی شد و بخاطر شجاعتش در جنگ مسئولیت فرماندهی پایگاه دوم شکاری تبریز به او واگذارگردید .

 بعد از یکسال خدمت در تبریز بعنوان مدیر تجهیزات نیروی هوایی در معاونت طرح و برنامه به تهران منتقل شد .

 در سال 1365 به شیراز منتقل و سمت فرماندهی تیپ شکاری شیراز به او واگذار گردید. سرتیپ خلبان جواد ورتوان تا پایان جنگ همواره مسئولیتهایی خطیری به خاطر کاردانیش به او واگذار میشد.

سرتیپ خلبان جواد ورتوان روز هفتم مرداد ماه سال 1377 در سن پنجاه و یک سالگی به دیار باقی شتافت.

 

یادش همیشه بنازو نیاز

استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است .

/ 10 نظر / 14 بازدید
حسین

رفیقان میروند نوبت به نوبت.... البته اینا سالار بودن نه در حد رفیق ما. خدا رحمتشون کنه

روزبه

خدا رحمتش کنه روحش شاد

روزبه

فرمان دادم بدنم را بدون کفن و مومیایی به خاک پسپارند تا بدنم جزیی از خاک ایران شود خدا روحش را با بزرگان ایران زمین قرار دهد

شاهین

روح پرفتوحش شاد..خوش اخلاق ترین بود..

Mohsen Parsafard

salam.akhe chera nabayad az in nirooye havaee ye kam fagaht yekam too tv neshoon dad.magar in air force too jang naboodeh ke hich harfi azash nist .kam bare jango be doosh keshideh?khodaya tamame shidane aif force ra rahmat befarfa amin.

خلبان

باسلام من خلبان دست شما درد نکند عالی بود زندگی نامه هم شهری ام را پست کرده خیلی ممنونم من با وبلاگ پايگاه يکم شکاري در خدمت عرصه هوانوردي ميباشم ومايل به تبادل لينک هستم واز همين لحظه شما را لينک ميکنم لطفا مرا لنیک کن پایگاه یکم شکاری

خلبان

متشکرم که مرا لینک کردی مرد اسمان مرا خوشحال کردی میشه در مور خودت هم یه پست بنویسی؟

رز

سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرکز...مرده آن است که نامش به نکویی نبرند... 11 ساله جسمش پیش ما نیست ولی یادش (داغش) تو دل ماست. ساده بگم ، ساده زندگی میکرد...صادقانه بگم ، خیلی نجیب بود . مرسی عمو جان

عبدالرضا احمدی

میگن خدا هر کسی رو که بیشتر دوست داره زودتر میبره...خوب که نگاه کنی میبینی افرادی با اینهمه فداکاری برای مملکتشون دیگه قهرمان نیستن ، استوره اند... یادش مرهم دل نزدیکان...

غلامحسین محمدی

باسلام من یک ورتوانی هستم. چند سالی است که نام شما(ساسان ورتوان )را در شبکه جهانی دیده ام و علاقمند بودم بدانم که شما چه پیوندی با ورتوان دارید تا این که دریافتم شما برادر سرتیپ خلبان شهید جواد ورتوان هستید(که پیشتر می دانستم افتخار ورتوان است ). خداوندش بیامرزد.